سازمان دیده بان حقوق بشر :http://humanrights.blogfa.com/post-2019.aspx
اجازه دهید دانشجویان بهایی از تحصیلات عالی برخوردار شوند
حکومت بر علیه 800 دانش آموز به علت اعتقادات مذهبی شان اعمال تبعیض می کند
http://hrw.org/persian/docs/2007/09/20/iran16907.htm
با سلام
با تاسف بسیار نمونه ای دیگر از نقض حقوق شهروندی و بلکه حقوق انسانی برای عده ی کثیری از جوانان ایرانمان به وجود آمده.از شما میخواهم دقایقی از وقت گران قدرتان را برای شنیدن مشکلات جوانی ایرانی اختصاص دهید.از آن جایی که معتقدم این حق مسلم هر فرد است که در برابر نقض حقوق شهروندی خود اعتراض کند و جواب بخواهد، سعی در این دارم تا به یاری هموطنان عزیز خود ، برای احقاق حقوقی که سال هاست از عده ی زیادی سلب شده قدم بردارم تا شاید گوش ها شنوا گردد و نظام جمهوری اسلامی ایران قبول کند مباحث و مسائل اعتقادی و مذهبی ربطی به حقوق شهروندی ندارد.
اینجانب " الست احمدی ایولی" ساکن شهر ساری ، جوانی ۱۸ ساله هستم که یکی از داوطلبین کنکور سراسری سال ۸۶ بوده ام اما متاسفانه علی رغم این که نتیجه ی انتخاب رشته ها مشخص شده و دوستانم آماده ی ورود به دانشگاه ها می شوند ، بنده هنوز کارنامه ی آزمون خود را دریافت نکرده ام !!
برای گرفتن کارنامه ام اقدامات لازم را نیزانجام داده ام. ابتدا به سازمان سنجش مشکین دشت کرج و بعد از آن به سازمان سنجش کریم خان زند تهران مراجعه کردم. از آن جایی که مسئولین محترم سازمان سنجش دلیل قرار نگرفتن کارنامه ام بر روی سایت را بی هیچ شکی بهائی بودن من دانستند و فرمودند دستور از مقامات بالا صادر شده و کاری از دستشان ساخته نیست ، تصمیم گرفتم نامه ای به کمیسون اصل نود و کمیسیون امنیت ملی بنویسم و ضمن شرح مشکل پیش آمده خواستار رفع هر چه سریع تر آن شوم. نامه هایم را شخصا به دبیر خانه مجلس تحویل دادم و امید وار بودم که طبق اصل نود قانون اساسی (هركس شكايتي از طرزکار مجلس يا قوه مجريه يا قوه قضائيه داشتهباشد، ميتواند شكايت خود را كتباً به مجلس شوراي اسلامي عرضه كند، مجلس موظف است به اين شكايت رسيدگي كند و پاسخ كافي از آنها بخواهد و در مدت متناسب نتيجه را اعلام نمايد و در مواردي كه مربوط به عموم باشد و به اطلاع عامه برساند) ، نمایندگان محترم مجلس اقدامی به عمل آورند ولی با این که بیش از سه هفته ازآن زمان می گذرد، هیچ گونه پاسخی دریافت نکرده ام و تماس های تلفنی ام برای پیگیری نامه ها نتیجه ای نداشته است. جالب آن که مقامات بالاتر هم از دادن هر گونه پاسخی خود داری می کنند. به راستی چه کسی باید جواب گو باشد؟
با تحقیقاتی که در این مدت برای پیدا کردن راهی برای حل این مشکل انجام دادم ، متوجه شدم دلیل محروم شدن جوانان بهائی از تحصیلات دانشگاهی در طول این سال ها مصوبه ای است در شورای عالی انقلاب فرهنگی که توسط حجّتاﻻسلام سیّد محمّد گلپایگانی، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، در سال ۱۳۶۹ امضا و به تأیید آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، رسیده است و حتی با این که مخالف قوانین اساسی کشورمان مبنی بر یکسان بودن امکانات تحصیل برای همه است (اصل سوم، اصل چهاردهم، اصل نوزدهم، اصل بيستم، اصل سيام) ، همچنان دلیلی است برای این که بار دیگر صد ها تن از جوانان پر شور این مملکت که تنها نیتشان خدمت به نوع بشر علی الخصوص ایرانیان است، تنها به علت متفاوت بودن عقایدشان از تحصیلات دانشگاهی که از حقوق مسلم هر شهروند است، محروم شوند.
آیا این ظلمی آشکار بر گروهی از شهروندان ایرانی نیست ؟ حال من و امثال من که سال ها برای رسیدن به این مرحله از زندگی خود هزینه مالی ، وقت و انرژی صرف کرده ایم به کدامین جرم ناکرده از حق طبیعی و انسانی خود محروم می شویم؟ تا به کی؟ چند نسل باید قربانی این بی عدالتی شوند ؟آیا انصاف است دولتی که اول وظیفه اش حفظ و حمایت افراد ملت است و قانونا باید حافظ منافع، امنیت و حقوق شهروندان خود باشد، به یک گروه از شهروندان تنها به دلیل اعتقادات متفاوت رفتاری خصمانه پیش گرفته و کمر به نابودی آن ها ببندند؟
کسانی که با تعلیمات بهائی آشنا هستند می دانند که دین بهائی به بهائیان اجازه هیچ گونه خیانت به دولت و جاسوسی را نمی دهد و از نظر اعتقادی و اخلاقی بهائیان موظف اند نسبت به کشور متبوع خود با امانت و صداقت رفتار کنند.اما متاسفانه دولت ایران با این بهانه ی غیر منطقی همچنان به تضییقات خود علیه جامعه ی بهائی ایران ادامه می دهد.آیا صحیح تر و انسانی تر نیست که دولت جمهوری اسلامی ایران بالاخره بپذیرد که این جماعت هم ایرانی هستند و با وجود تمام این کم لطفی ها در کمال بردباری مشکلات را تحمل کرده و نه تنها به اصول اعتقادی خود ثابت و راسخ هستند بلکه نسبت به وطن خویش نیز وفادار باقی مانده، به امید روزی هستند که این سوء تفاهمات برطرف گردد؟ اگر غیر از این تصور می شود آیا نباید فضایی آزاد برای شنیدن حرف های جامعه ی بهایی ایران ایجاد شود؟
از حضور محترم شما خواهش مندم به عنوان یک ایرانی آگاه و دلسوز حقوق ملت ، بدون پیش داوری های غیر منصفانه، هر اقدامی که از دستتان بر می آید در جهت احقاق حقوق این جوانان انجام دهید تا شاید آن ها نیز بتوانند همگام با دیگر هموطنان خود در پیشرفت و آبادانی ایران همگام باشند.
تقاضا دارم پس از دریافت پیغام من نظرات گرانقدر خود را برایم ارسال فرمایید.
با تشکر و با آرزوی توفیقات روز افزون alast_9992@yahoo.com Email:
قوانین اساسی جمهوری اسلامی ایران :
اصل سوم قانون اساسي: " دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است براي نيل به اهداف مذكور در اصل دوم، همه امكانات خود را براي امور زير بكار برد:
بند٣ ) آموزش و پرورش و تربيت بدني رايگان براي همه، در تمام سطوح و تسهيل و تعميم آموزش عالي.
بند۱۴) تأمين حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ايجاد امنيت قضائي عادلانه براي همه و تساوي عموم در برابر قانون.
بند ٩ ) رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امكانات عادلانه براي همه، در تمام زمينههاي مادي و معنوي."
اصل چهاردهم قانون اساسي: "به حكم آية شريفه «لاينهاكم الله عن الذين لم يقاتلوكم و لميخرجوكم من دياركم ان تبروهم و تقسطوا اليهم ان الله يحب المقسطين» دولت جمهوري اسلامي ايران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غير مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامي عمل نمايند و حقوق انساني آنان را رعايت كنند، اين اصل در حق كساني اعتبار دارد كه بر ضد اسلام و جمهوري اسلامي ايران توطئه و اقدام نكنند."
اصل نوزدهم قانون اساسي: "مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اينها سبب امتياز نخواهد بود."
اصل بيستم قانون اساسي: "همه افراد ملت اعم از زن و مرد يكسان در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي با رعايت موازين اسلام برخوردارند."
اصل سيام قانون اساسي: "دولت موظف است وسائل آموزش و پرورش رايگان را براي همه ملت ايران تا پايان دورة متوسطه فراهم سازد و وسائل تحصيلات عالي را تا سرحد خودكفايي كشور بطور رايگان گسترش دهد.
محروم کردن جوانان از تحصیل عملا اعلامیه جهانی حقوق بشر را حد اقل در 14 مورد ذیل زیر پا می گذارد :
ماده 1
تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند .
همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند .
ماده 2
هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز ، خصوصا از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد . گواه این کشور مستقل ، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده باشد.
ماده 3
هر کس حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد .
ماده 6
هر کس حق دارد که شخصیت حقوق او در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته شود .
ماده 7
همه در برابر قانون ، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار شوند.همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و بر علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند.
ماده 8
در برابری اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده باشد ، هر کس حق رجوع به محاکم ملی صالحه دارد .
ماده 10
هر کس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند، اتخاذ تصمیم بنماید.
ماده 18
هر کس حق دارد که از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد.
ماده 19
هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحضات مرزی، آزاد باشد .
ماده21
1- هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، خواه مستقیما و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید.
2- هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید.
ماده22
هر کس به عنوان عضو اجتماع حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد.
ماده26
1- هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود . آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد . آموزش ابتدایی اجباری است . آموزش حرفه ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل ، به روی همه باز باشد تا همه ، بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند گردند.
2- آموزش و پرورش باید به طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر کس را به حد اکمل رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادی های بشری را تقویت کند . آموزش و پرورش باید حسن تفاهم ، گذشت و احترام عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه فعالیت های ملل متحد را در راه حفظ صلح ، تسهیل نماید.
3- پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند.
ماده27
1- هر کس حق دارد در زندگی فرهنگی اجتماع شرکت کند ، از فنون و هنرها متمتع گردد و در پیشرفت علمی و فوائد آن سهیم باشد.
2-هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثارعلمی، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود.
ماده28
هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی راکه در این اعلامیه ذکر گردیده ، تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد.
+ نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 18:58  توسط وحدت در کثرت
|
